داستانک گاو!

cattle-01پدر دانش آموزی به مدرسه فرزندش رفت،او خواست تا با دبیر فرزندش حرف بزند اما دبیر سر کلاس بود  و او باید تا پایان کلاس صبر میکرد، روی صندلی اتاق میهمان منتظر دبیر نشست،بعد از دقایقی زنگ تفریح به صدا درآمد و پدر نزد دبیر رفت  و به او سلام کرد و گفت از دیدن شما خوشحالم و من گاو هستم!

دبیر گفت مؤدب باشید آقا!!،پدر میگوید آخر شما دیروز به فرزند من گفتید گوساله، من پدر همان گوساله هستم!

دبیر خجالت زده سرش را به پایین میاندازد و باتته پته میگوید آخه فرزند شما خوب درس نمیخواند و من هم در آن لحظه عصبانی بودم،لطفا عذر خواهی بنده را بپذیرید.

با بخشش پدر داستان به پایان میرسد.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 − هشت =

در کمتر از 10 ثانیه دانلود کنید
به سوی بهتر شدن زندگی
خیالتان راحت اطلاعات شما نزد ما محفوظ می ماند
در کمتر از 10 ثانیه دانلود کنید
در کمتر از 10 ثانیه دانلود کنید
در کمتر از 10 ثانیه دانلود کنید
ثبت نام در خبر نامه
در کمتر از 10 ثانیه رایگان دانلود کن
ایمیل شما نزد ما محفوظ هست و در اختیار هیچ کسی قرار نمی‌گیره
در کمتر از 10 ثانیه رایگان دانلود کن
ایمیل شما نزد ما محفوظ هست و در اختیار هیچ کسی قرار نمی‌گیره
در کمتر از 10 ثانیه رایگان دانلود کن
ایمیل شما نزد ما محفوظ هست و در اختیار هیچ کسی قرار نمی‌گیره
در کمتر از 10 ثانیه رایگان دانلود کن
ایمیل شما نزد ما محفوظ هست و در اختیار هیچ کسی قرار نمی‌گیره
در کمتر از 10 ثانیه دانلود کنید
به سوی بهتر شدن زندگی
خیالتان راحت اطلاعات شما نزد ما محفوظ می ماند
در کمتر از 10 ثانیه رایگان دانلود کن
ایمیل شما نزد ما محفوظ هست و در اختیار هیچ کسی قرار نمی‌گیره
در کمتر از 10 ثانیه دانلود کنید
اولین قدم را بردار
خیالتان راحت، ایمیل های مزاحم نمی فرستیم
در کمتر از 10 ثانیه دانلود کنید
به سوی بهتر شدن زندگی
خیالتان راحت، ایمیل های مزاحم نمی فرستیم